![]() |
![]() |
|
|
|
|
من غریب شهر عشقم وقتی خواستم از عشق بگویم
گفتند گناه است وقتی خواستم به راستی حرف بزنم
گفتند دروغ است
وقتی گریه کردم
گفتند بچگانه است وقتی خندیدم گفتند دیوانه است و حالا که اندوهگینم و برای عشقی چون مشکی می
گریم می گویند عاشق است.
ولی باز با این حال زندگی رو دوست دارم
با تمام بد بیاریش عاشقی رو دوست دارم با تمام بی قراریش من می خوام اشکا بفهمن وقتی از چشام می ریزن
تنهایی گرچه کشندس واسه من خیلی عزیز تو کتاب نوشته عاشق خیله تنها .. خیلی خستس .. جای بارون بهاری .. روی
چترای شکستس
اما من میگم ی عاشق تموم
دنیا رو داره همه چترارو باید
بست وقتی اسمون میباره
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یازدهم اسفند 1384ساعت 21:12 توسط دو مسافر |
|
|
صفحه نخست ارتباط با من زيرزمين وبلاگ |
| حرف دل وبلاگ |
اگه از من تو بپرسی رنگ عاشقی چه رنگه من میگم رنگش سیاه اما باز واسم قشنگه
|
| شب بيداري هاي قبلي |
|
آبان 1386 شهریور 1386 خرداد 1386 فروردین 1386 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 |
| مرام گذاري |
|
دست نوشته های آرزو مثل آبی مثل دریا ایمان آسمانی پسر شیطانی متال موزیک حریر مهتاب حریم شب پرسش ها جوک و اس.ام.اس دست نوشته های سه لر فهیم |
| وضعيت در ياهو |
|
| جستجو در گوگل |
|
.
|
| جستجو در وبلاگ |
|
.
weblog Search |
| لوگوي وبلاگ |
| آمار وبلاگ |
|
.
|
| امکانات |
| لوگوي دوستان |
|
|
| ساعت |